لغت نامه دهخدا
لطف داشتن. [ ل ُ ت َ ] ( مص مرکب ) مهربانی داشتن. خوش رفتاری داشتن. || دقیقه یا خصوصیتی از جمال داشتن. لطافت داشتن:
همه کس را تن و اندام و جمال است و جوانی
این همه لطف ندارد تو مگر سرو روانی.سعدی.فصل نوروز که بوی گل و سنبل دارد
لطف این باد ندارد که تو می پیمایی.سعدی.لازم است آنکه دارد اینهمه لطف
که تحمل کنندش اینهمه ناز.سعدی.