قوادگی

لغت نامه دهخدا

قوادگی. [ ق َوْ وا دَ / دِ ] ( حامص ) قرمساقی. || زن جلبی. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با قوادگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو در قوادگی ای سرخ کافر توانی گر کنی تصنیف و تدریس

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز