لغت نامه دهخدا
قانون دان. ( نف مرکب ) دانای قانون. || واقف و آگاه به صلاح کار. ( ناظم الاطباء ). || مستشار حقوقی.
قانون دان. ( نف مرکب ) دانای قانون. || واقف و آگاه به صلاح کار. ( ناظم الاطباء ). || مستشار حقوقی.
آن که قانون بداند، حقوق دان، دانندۀ قانون.
( صفت ) ۱ - آنکه قانون داند حقوق دان ۲ - واقف و آگاه بصلاح کار.
💡 خواهى گفت علماى علم الاجتماع، و جامعه شناسان، و قانون دانان عصر حاضر، اين معنابرايشان مسلم شده: كه قوانين اجتماعى بايد باتحول اجتماع و تكامل آن تحول بپذيرد، و پا بپاى اجتماع روبكمال بگذارد، و معنا ندارد كه زمان بسوى جلو پيش برود، و تمدن روز بروز پيشرفتبكند، و در عين حال قوانين اجتماعى قرنها قبل، براى امروز، و قرنها بعد باقى بماند.