فراهید
لغت نامه دهخدا
فراهید. [ ف َ ] ( ع اِ ) گوسپندان ریزه. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || ج ِ فرهود. ( اقرب الموارد ). رجوع به فرهود شود.
فراهید. [ ف َ ] ( اِخ ) نام جد خلیل بن احمد صاحب عروض و کتاب العین. ( سمعانی ذیل نسبت فراهیدی ).
فراهید. [ ف َ ] ( اِخ )بطنی از ازد است. ( سمعانی ). رجوع به فراهیدی شود.
فرهنگ فارسی
بطنی است از ازد است
جمله سازی با فراهید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خلیل بن احمد بن عمرو بن تمیم فراهیدی اَزْدی (۹۶ یا ۱۰۰ هـ.ق–۱۷۵ هـ.ق) زبانشناس و از جمله برجستهترین پژوهشگران فقهاللغهٔ عربی (زبانشناسی زبان عربی) است که به پژوهشهایی درزمینهٔ تصحیح نظام نوشتاری عربی، فرهنگنویسی و عروض (وزن شعر) پرداختهاست.