فرار دادن

لغت نامه دهخدا

فرار دادن. [ ف ِ / ف َ دَ ] ( مص مرکب ) گریزانیدن. ( آنندراج ). رجوع به فراراندن ( مص جعلی ) شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) گریزاندن کسی را گریزانیدن.

جمله سازی با فرار دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اين كتاب لقاءاللّه كه با حجم كوچك، بسيار بزرگ و سترگ و محتوى اعظم موضوعات واهم مقاصد است كه راه به خدا باشد در نظر زمره اى از مخلصين خلص براى ( ابرار) بهمنزله (جان ) است، مسحه اى از انوار الهى بر جبهه آن نمابان است و بر چهره و رخسار آن(نمى ) از صحيفه مباركه نشسته و شبنمى از نور حق پرستى بر قيافه وپيشانى آن متالو است از جهت فرار دادن از پستى هاى دنيا واقبال به خدا و دولت هاى لايتناهى، نغمه زبور داودى از آن شنيده مى شود و از جهتگريز از ما سوى گويى انجيل مسيحا را نمايش مى دهد، مسيحا را مى نمايد ولى البته آنمسيحا كه انجيل آن مستخرج از قرآن عظيم باشد ديده مى شود. آرى ! اين كتاب از قرآنعظيم و درياى بى پايان آن، فقط راه مسيحاى قرآن را از جهت گريز از دنيا و صعود بهآسمان مى نمايد و قرآن رهنماى بيش از مسيحاست.

💡 رفت كه رفت، اين هم يك جور به اصطلاح نهى از منكر كردن است.يعنى فرار دادن وبيزار كردن مردم از دين.براى مخالف تراشى، براى دشمنى تراشى، چيزى از اينبالاتر نيست.