لغت نامه دهخدا
غنوم. [ غ ُ ] ( ع اِ ) ج ِ غَنَم.گله های گوسپند. ( منتهی الارب ). رجوع به غَنَم شود.
غنوم. [ غ ُ ] ( ع اِ ) ج ِ غَنَم.گله های گوسپند. ( منتهی الارب ). رجوع به غَنَم شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو یقینم که نگیردت همی خواب و غنو من بی طاقت در طاعت تو چون غنوم
💡 تا به وقت سپیده دم یک دم به غنوم در انتظار تو دوش