غضب کردن
مترادفها
عصبانی شدن، خشمگین شدن
متضادها
آرام شدن، خشنود شدن، راضی شدن
لغت نامه دهخدا
غضب کردن. [ غ َ ض َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خشم آوردن. خشم گرفتن. خشمگین شدن. غضبناک شدن. رجوع به غضب شود: غضب کردن شاه کسی را.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) خشم گرفتن غضب کردن خشمگین شدن.
جمله سازی با غضب کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هرکه را چرخ به فرموده ی لطفش پرورد باز هنگام غضب کردن او جلاد است
💡 انسانهای خردمند همیشه تلاش میکنند تا قبل از غضب کردن، بر احساسات خود مسلط شده و با آرامش به حل مشکلات موجود بپردازند.
💡 غضب کردن در موقعیتهای حساس میتواند باعث اتخاذ تصمیمات اشتباه و از بین رفتن روابط عاطفی عمیق با دوستان و اعضای خانواده شود.
💡 روانشناسان معتقدند که کنترل تکانه و یادگیری روشهای آرامشبخشی میتواند از غضب کردن مکرر و پیامدهای منفی روانی آن جلوگیری نماید.