غضب کردن
مترادفها
عصبانی شدن، خشمگین شدن
متضادها
آرام شدن، خشنود شدن، راضی شدن
لغت نامه دهخدا
غضب کردن. [ غ َ ض َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خشم آوردن. خشم گرفتن. خشمگین شدن. غضبناک شدن. رجوع به غضب شود: غضب کردن شاه کسی را.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) خشم گرفتن غضب کردن خشمگین شدن.
جمله سازی با غضب کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هرکه را چرخ به فرموده ی لطفش پرورد باز هنگام غضب کردن او جلاد است