لغت نامه دهخدا
عمیدزاده. [ع َ دَ / دِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) بزرگ زاده. وزیرزاده. خواجه زاده:
اگر رئیس نیم یا عمیدزاده نیم
ستوده نسبت و اصلم ز دوده فضلاست.مسعودسعد.
عمیدزاده. [ع َ دَ / دِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) بزرگ زاده. وزیرزاده. خواجه زاده:
اگر رئیس نیم یا عمیدزاده نیم
ستوده نسبت و اصلم ز دوده فضلاست.مسعودسعد.
بزرگ زاده وزیر زاده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر رئیس نیم یا عمید زاده نیم ستوده نسبت و اصلم ز دوده فضلاست