عمادی

لغت نامه دهخدا

عمادی. [ ع ِ ] ( حامص ) ( از: عماد + یاء مصدری ) ستون بودن:
بسته در زنجیر، شادی چون کند؟
چوب اشکسته، عمادی چون کند؟مولوی.
عمادی. [ ع ِ ] ( اِخ ) از شعرای قرن ششم ایران بود که در ری پرورش یافت. وی مداح طغرل بن ارسلان و ممدوح اوحدالدین انوری و سیدحسن غزنوی بود و بسال 587 هَ. ق. درگذشت. این بیت از اوست:
مرا از شکستن چنان درد ناید
که از ناکسان خواستن مومیائی.
( از ریحانة الادب ج 3 ص 131 از قاموس الاعلام ج 5 ص 3206 ).
عمادی. [ ع ِ ] ( اِخ ) تیره ای از شعبه شیبانی ایل عرب، که از ایلات خمسه فارس است. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ص 87 ).
عمادی. [ ع ِ ] ( اِخ ) ابراهیم بن عبدالرحمان بن محمدبن عمادالدین عمادی دمشقی حنفی. از ادبا و علمای شام در قرن یازدهم هَ. ق. است که در سال 1078 هَ. ق. درگذشت. و از جمله اشعار اوست:
لاتخش من شدة و لا نصب
و ثق بفضل الاله و ابتهج
و ارج اذا اشتد هم نازلة
فآخر السهم اول الفرج.
پدرش عبدالرحمان عمادی نیز از افاضل عصرخویش در شام بود. ( از ریحانة الادب ج 3 ص 130 از قاموس الاعلام ج 1 ص 577 ).
عمادی. [ ع ِ ] ( اِخ ) ابراهیم بن عبدالواحدبن علی بن سرور مقدسی عمادی، مکنی به ابواسحاق و ملقب به عمادالدین. فقیه ونحوی و عالم به علم فرائض بود. وی در سال 543 هَ. ق. در جماعیل متولد شد و به دمشق و آنگاه به بغداد رفت و در سال 614 هَ. ق. درگذشت. او راست: الفروق، در مسائل فقه. ( از معجم المؤلفین از البدایه ابن کثیر ج 13 ص 77 و شذرات الذهب ابن عماد ج 5 ص 57 و الوافی صفدی، نسخه خطی و سیرالنبلاء ذهبی، نسخه خطی ).
عمادی. [ ع ِ ] ( اِخ ) احمدبن احمد عمادی مالکی ازهری دمرداشی، ملقب به شهاب الدین. محدث بود و در سال 1115 هَ. ق. درگذشت. ( از معجم المؤلفین از فهرست الفهارس کتانی ج 3 ص 209 ).
عمادی. [ ع ِ ] ( اِخ ) احمدبن محمدبن حجاج عمادی کمالی لاری، ملقب به تاج الدین و مکنی به ابوالفتح. او راست: حقایق الارصاد فی دقائق الارشاد، که در حدود سال 800 هَ. ق. از تألیف آن فراغت یافت. ( از معجم المؤلفین از کشف الظنون حاجی خلیفه ص 671 ).
عمادی. [ ع ِ ] ( اِخ ) حامدبن علی بن ابراهیم بن عبدالرحمان ( یا عبدالرحیم )بن عمادالدین حنفی دمشقی، مشهور به عمادی. از مفتیان و علمای قرن دوازدهم هَ. ق. رجوع به حامدعمادی ( ابن علی بن... ) و مآخذ ذیل شود: ریحانة الادب ج 3 ص 131. سلک الدرر ج 2 ص 11. معجم المؤلفین ج 3 ص 180.هدیة العارفین بغدادی ج 1 ص 261. فهرس الفهارس کتانی ج 2 ص 208. الکشاف طلس ص 40. فهرس دارالکتب المصریة ج 8 ص 183. ایضاح المکنون بغدادی ج 1 ص 13 و... کتاب فی التراجم ایوبی، نسخه خطی ص 95. السر المصون جمیل عظم، نسخه خطی ص 47. فهرس المؤلفین بالظاهریة نسخه خطی.

فرهنگ فارسی

شهریاری شاعر ایرانی اواخر قرن ششم ه. وی تخلص خود را از لقب عمادالدوله فرامرز پادشاه مازندران گرفته است. آغاز شاهری و شهرت وی از دستگاه همین امیر آغاز شده و پس از فوت او شاعر از مازندران بعراق رفت و بخدمت طغرل بن محمد رسید و او را مدح گفت و نواختها دید و در همان حال اتابک جهان پهلوان را نیز بستود. وفات او را در ۵۸۲ نوشته اند. سبک شعر وی همان سبک شاعران قرن ششم است. او افکار و مضامین باریک و دقیق را در عبارات روان و ترکیبات بدیع می پروراند. از دیوان وی نسخی در دست است.
مصطفی بن جعفر عمادی رومی ملقب به صنع الله فقیه و مفسر اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم هجری

جمله سازی با عمادی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر سر خوان عمادی من گشادم این فقع گرچه شیرین نیست باری ناردانی آمدست

💡 چو وفا نبود در گل چو رهی نیست سوی کل همه بر توست توکل که عمادی و عمیدی

💡 حسین عمادی (متولد ۱۳۲۲، بروجرد)، مدرّس دانشگاه و پیشکسوت شیلات و آبزیان ایران است. وی عضو اسبق هیئت مدیره سازمان شیلات و اولین دکترای شیلات در ایران می‌باشد.

💡 اکیچکو پرنس عمادی (متولد ۲۶ نوامبر ۱۹۷۹)، صداپیشه‌ی نیجریه‌ای-آمریکایی است.

💡 دین ساخت عمادی ز تو ایوان شرف را بادا، بتو این ایوان تا حشر معمد

💡 درخت و باغ عمادی که ساخته است تو را ز باغ و قبهٔ‌ کسری به است بسیاری

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز