لغت نامه دهخدا
عقب ماندگی. [ ع َ ق َ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) عقب افتادگی. پس ماندگی. دنبال افتادگی. ( فرهنگ فارسی معین ). کندسیری و توقف در مسیر به کمال.
عقب ماندگی. [ ع َ ق َ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) عقب افتادگی. پس ماندگی. دنبال افتادگی. ( فرهنگ فارسی معین ). کندسیری و توقف در مسیر به کمال.
پس ماندگی دنبال افتادگی ( نسبت به دیگران ).
💡 عقب ماندگی ذهنی از شدید تا ملایم در بیشتر این افراد وجود دارد. علت آن وجود یک مادهٔ زیانآور به نام جهشزا (موتاژن) است که در تکامل دستگاه عصبی مرکزی اختلال ایجاد میکند.
💡 بیمارستان زدگی اصطلاحی است که دلالت بر تغییر حالت جسمی و روحی عمیقی دارد که به تدریج نزد کودکان در دو سال نخست زندگی عارض می شود.محرومیت از مهر مادری، بستری شدن در بیمارستان و دوری از خانواده، علل اصلی این حالت می باشد. تظاهرات بیمارستان زدگی به صورت عقب ماندگی در رشد کودک، عدم امکان انطباق با محیط، درخودماندگی و جنون کودکانه بروز می یابد.