عبورکرده

لغت نامه دهخدا

عبورکرده. [ ع ُ ک َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مرورکرده. درگذشته. پریده.

فرهنگ فارسی

مرور کرده در گذشته بریده

جمله سازی با عبورکرده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سیگنال مرجع از یک ضرب‌کننده فرکانس عبورکرده و تقویت‌کننده روی هارمونیک دوم فرکانس مرجع قفل می‌شود. در این حالت باید فیلتر میان‌گذر روی فرکانس