ظراف

لغت نامه دهخدا

ظراف. [ ظِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ ظریف.
ظراف. [ ظُ ] ( ع ص ) زیرک. دانا. ج، ظُرفاء.
ظراف. [ ظُرْ را ] ( ع ص ) زیرک. ج، ظُرافون.
ظراف. [ ظَرْ را ]( ع ص ) شخصی که به درجه کمال زیرک و خوش طبع باشد.

فرهنگ عمید

ظریف، زیرک، دانا.

فرهنگ فارسی

شخصیکه بدرج. کمال زیرک و خوش طبع باشد.

جمله سازی با ظراف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شهرتش به خاطر سرودن رباعیات است. رباعیات او بیشتر از جنبهٔ اندیشه‌های حاکم بر آن‌ها مورد توجه است و از نظر زیبایی‌شناسی و ظرافات فُرمی اهمیت چندانی ندارند.

💡 صحن باغست چون جمال ملاح طرف راغست چون غدار ظراف

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
ناودیس یعنی چه؟
ناودیس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز