طیرگی

«طیرگی» واژه‌ای فارسی است که از ریشه «طیره» گرفته شده و به معنای حالت و کیفیت طیره است. در معنای نخست، طیرگی به سبکی و خفت اشاره دارد و بیشتر در متون قدیمی برای توصیف افراد یا چیزهای کم‌ارزش و ناچیز به‌کار رفته است. این واژه گاه برای بیان خشم، غضب و قهر نیز به کار رفته و شدت احساسات منفی را نشان می‌دهد. طیرگی همچنین می‌تواند خجالت، شرمندگی و آزردگی خاطر را بیان کند و در متون ادبی برای توصیف حالت پریشانی و ناراحتی روحی استفاده شود. این اصطلاح با مفاهیمی مانند اندوه، غم، ملال، حسادت و رشک نیز مرتبط است و گاه برای تأکید بر شدت احساسات منفی انسان به کار می‌رود. از نظر دستوری، «طیرگی» اسم است و معمولاً به ویژگی یا حالت شخص یا چیز اشاره دارد.

لغت نامه دهخدا

طیرگی. [ رَ / رِ ] ( حامص ) خدوک. ( فرهنگ اسدی خطی متعلق به آقای نخجوانی ):
او را بدین هجا بدف اندر همی زنند
از طیرگی ورا چو دف تر همی کنم.سوزنی.سخنهائی که او را بود در دل
فشاند از طیرگی چون دانه در گل.نظامی.

فرهنگ فارسی

حالت و کیفیت طیره.

جمله سازی با طیرگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برآشفت از آن طیرگی شاه را که حجت قوی بود بدخواه را

💡 به چشمی طیرگی کردن که برخیز به دیگر چشم دل دادن که مگریز

💡 نگویی که این طیرگی از کجاست که از خوف سلطان دری در رجاست

💡 طیره گشتم ازو والحق بود جای آن طیرگی در آن هنگام

💡 از آن طیرگی شاه لشکر‌شکن بپیچید چون مار بر خویشتن

💡 چو لختی منش را بمالید گوش نشاند آتش طیرگی را ز جوش

بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
باجی یعنی چه؟
باجی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز