طناب پیچ

لغت نامه دهخدا

طناب پیچ. [ طَ ] ( ن مف مرکب ) پیچیده با طناب. کالا و متاعی که با طناب پیچیده شده باشد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) چیزی که با طناب پیچیده باشند.

جمله سازی با طناب پیچ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روز ششم اردیبهشت جسد طناب پیچ شدهٔ شهید افشارطوس در حالی که قرآن کوچکی که قنادی یاس به مشتریان هدیه می‌داد، در جیب کت افسری او قرار داشت، کشف شد. روزنامه‌ها عکس‌های وحشتناکی از جسد طناب پیچ شده شهید افشارطوس که صورت او تماماً” سیاه شده بود و به وضع بسیار فجیعی کشته شده بود، چاپ کردند.

💡 امّا مردم آتن که پیروزی سپاهیانشان در جنگ سیسیل را از مسلّمات می‌دانستند و هرگز نمی‌توانستند که خبر شکست قشون خویش، آن هم شکستی چنین مفتضحانه را باور کنند، با خشم بسیار مرد بیچارهٔ مسافر را گرفتند و او را به جرم «نشر اکاذیب و جعل اخبار و تشویش اذهان عمومی» طناب پیچ کردند و او را به چرخ مجازات آویختند!

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز