لغت نامه دهخدا
طلایم. [ طَ ی ِ ] ( اِخ ) اسم موضعی است که شاعول عساکر خود را آنجا جمع کرد و ایشان را قبل از هجوم بر بنی عمالیق سان دید. ( قاموس کتاب مقدس ).
طلایم. [ طَ ی ِ ] ( اِخ ) اسم موضعی است که شاعول عساکر خود را آنجا جمع کرد و ایشان را قبل از هجوم بر بنی عمالیق سان دید. ( قاموس کتاب مقدس ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رمان "با خلخالهای طلایم خاکم کنید" نوشته محمد ایوبی نیز در سالهای اخیر موفق به گرفتن مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران نشد و نهایتاً در وب سایت رادیو زمانه منتشر شد.