طعام دادن

لغت نامه دهخدا

طعام دادن. [ طَ دَ ] ( مص مرکب ) اطعام. ( ترجمان القرآن ) ( تاج المصادر بیهقی ).اقضاء. ارفاف. ( تاج المصادر ). مید. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) غذا دادن اطعام.
اطعام. اقضائ. ارفاف. مید.

جمله سازی با طعام دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّممنقول است از سنت پيغمبرانست طعام دادن در وقت تزويج و حضرترسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم چون ميمونه را تزويح نمود وليمه فرمود وحلسبمردم خورانيد و آن چنگالى بوده است كه از خرما و روغن و كشك ميساخته اند.

💡 سنت کسی که دعوت کند آن است که جز اهل صلاح را نخواند که طعام دادن قوت دادن است و فاسق را قوت دادن اعانت کردن بود بر فسق و فقرا را خواند نه توانگران را.

💡 آن که نخست مظالم باز دهد و ودیعتها باز دهد و هرکه را نفقه بر وی واجب بود نفقه دهد و زادی حلال به دست آرد و آن قدر برگیرد که با همراهان رفق تواند کرد که طعام دادن و سخن خوش گفتن و با مکاری خلق نیکو کردن در سفر از جمله مکارم اخلاق است.

💡 وَ لا تَحَاضُّونَ عَلی‌ طَعامِ الْمِسْکِینِ (۱۹) و بر طعام دادن درویشان یکدیگر را نمی‌انگیزانند.

💡 وَ لا یَحُضُّ عَلی‌ طَعامِ الْمِسْکِینِ (۳) و بر طعام دادن درویش نمی‌انگیزاند.

ساروی یعنی چه؟
ساروی یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز