طبوع

لغت نامه دهخدا

طبوع. [ طُ ] ( ع اِ ) ج ِ طِبع.
طبوع. [ طَب ْ بو ] ( ع اِ ) جانورکی است زهردار. || قسمی از بوزینه که گزیدنش را درد سخت باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). جنبنده ای است. گویند دیوه ای است. ( مهذب الاسماء ). || دانه سمی است که از گزیدن آن درد بسیار بهم میرسد. ( فهرست مخزن الادویه ).

جمله سازی با طبوع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 189- طبوعات، 1989م ) ج 3، ص 544./ ابوالحسن على بن عيسى بن ابى الفتح اربلى، كشفالغمه فى معرفة الائمه (بيروت، دار الاضواء 1405 ه - ق، 1985) ص 123./ابوالحسن على بن حسين المسعودى، مروج الذهب، ابوالقاسم پاينده (تهران، شركتانتشارات علمى و فرهنگى، 1370)، ج 2، ص 405.

طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز