ضحوک

مترادف‌ها

خنده، شوخی

متضادها

گریه، زاری

لغت نامه دهخدا

ضحوک. [ ض َ ] ( ع ص، اِ ) بسیارخند. ج، ضُحک. || راه فراخ و پیدا و روشن. ( منتهی الارب ). راه آشکار و فراخ. ( منتخب اللغات ). راه روشن. ( مهذب الاسماء ).

فرهنگ عمید

خندان.

جمله سازی با ضحوک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اگر چه زار گردد تازه روی‌ست ضحوکی عاشقان را خوی و دابست

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران