صوفی وار

لغت نامه دهخدا

صوفی وار. ( ص مرکب، ق مرکب ) صوفی مانند. بکردار صوفی. مانند صوفی:
چو دختر انده من دید سخت صوفی وار
سه روز عده عالم بداشت پس بگذشت.خاقانی.و صوفی وار پای افزار میگشاد.... ( سندبادنامه ص 178 ).
عجب میداشتم دیشب ز حافظ جام پیمانه
ولی منعش نمیکردم که صوفی وار می آورد.حافظ.

فرهنگ فارسی

صوفی مانند بکردار صوفی

جمله سازی با صوفی وار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زان مردمک دیده ی من صوفی وار سجّاده بخون دل نمازی می کرد

💡 تصوفست همانا طریقت گل سرخ که بر سماع بدرید جامه صوفی وار

💡 جمع و فرقیست عجب زلف تو را صوفی وار شانه اش جمع کند باد مشوش دارد

💡 ز بیت گفتن بلبل چنار می زد دست که سرو رقص کنان می چمید صوفی وار

💡 شستم از زنگ ریا خرقه خود صوفی وار مصطبه صومعه و میکده شد خانقهم

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز