لغت نامه دهخدا
( صلحة ) صلحة. [ ص ُ ح َ ] ( ع اِمص ) آشتی. ( منتهی الارب ).
( صلحة ) صلحة. [ ص ُ ح َ ] ( ع اِمص ) آشتی. ( منتهی الارب ).
💡 فرمود: اولى و دومى و سومى، ابوسفيان و معاويه و يك يك را نام برد تااهل سقيفه و اصحاب فتنه كه ((همان صلحه و زبير)) باشند و بنى اميه و عده اى ازانصار و جماعات مختلف ديگرى كه همه از مخالفان و دشمنان اميرالمومنين عليه السلامبودند كه خداوند هر صبح و شام بر عذاب آنها بيفزايد و عذاب هاى تازه ترى بهآنهابچشاند.
💡 از سال ۱۹۲۳ تا ۱۹۴۸، هفت روستا در فلسطین تحت قیمومت وجود داشت که جمعیت آنها عمدتاً شیعه بودند. آنها تربیخا، صلحه، مالکیه، نبی یوشع، قَدَس، هونین و آبل القمح بودند. این روستاها در نتیجه قرارداد مرزی ۱۹۲۳ از فرانسه به بریتانیا منتقل شد. همه آنها در طول جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۴۸ خالی از سکنه شدند و موقعیت سابق آنها اکنون در شمال مناطق تحت کنترل اسرائیل قرار دارد.