صالد

لغت نامه دهخدا

صالد. [ ل ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از صُلود.

فرهنگ فارسی

نعت فاعلی از صلود

جمله سازی با صالد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ندیده طبل جنگ و فوج صالدات پیاده در رخ اسب، فیل شد مات

💡 نیزه سرباز و صالدات به یک بار از دو طرف بر دو سینه آمده پرچین

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران