لغت نامه دهخدا
( صابرة ) صابرة. [ ب ِ رَ ] ( ع ص ) تأنیث صابر.
( صابرة ) صابرة. [ ب ِ رَ ] ( ع ص ) تأنیث صابر.
تانیث صابر
اسم: صابره (دختر) (عربی) (تلفظ: sābere) (فارسی: صابره) (انگلیسی: sabere)
معنی: صبرکننده، شکیبا، ( مؤنث صابر )، ( صابر، و، مؤنث صابر
[ویکی الکتاب] معنی صَابِرَةٌ: صبرکننده(کلمه صبر به طور کلی به معنای حبس و نگهداری نفس است در برابر عمل به مقرراتی که عقل و شرع معتبر میشمارند و یا ترک چیزهایی که عقل و شرع اقتضاء میکنند که نفوس را از ارتکاب آن حبس کرد.)
ریشه کلمه:
صبر (۱۰۳ بار)
💡 چگونه ديدى هنگامى كه با پروردگار خود مخاطبه كردم و چگونه انصاف مرا داد.(196) باز به اخبار زنان صابره شكيبا رجوع مى نماييم و زنگملال از خواطر ماتم زدگان مى زداييم.
💡 پس از آن، آن حضرت فرمود الحمدلله الذىجعل من امتى مثل صابره بنى اسرائيل : حمد خداى را كه از املت من چونصابره بنى اسرائيل قرار داده است. گفتند: يارسول الله قصه آن زن چيست و صبر او چگونه بوده است ؟
💡 پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: خداوند در آميزش امروز شما بركت دهد، آنگاه فرمود:شكر مى كنم خداى را كه در ميان امت من نيز زنى همانند زن صابره بنىاسرائيل قرار داد.(45)