لغت نامه دهخدا
شیشه ساز. [ شی ش َ / ش ِ ] ( نف مرکب ) آنکه ساختن شیشه پیشه دارد. شیشه سازنده. ( یادداشت مؤلف ):
مدار دست ز مینا و جام در فصلی
که شیشه ساز بود غنچه کاسه گر لاله.صائب ( از آنندراج ).رجوع به شیشه سازی شود.
شیشه ساز. [ شی ش َ / ش ِ ] ( نف مرکب ) آنکه ساختن شیشه پیشه دارد. شیشه سازنده. ( یادداشت مؤلف ):
مدار دست ز مینا و جام در فصلی
که شیشه ساز بود غنچه کاسه گر لاله.صائب ( از آنندراج ).رجوع به شیشه سازی شود.
( صفت ) کسی که شیشه درست میکند شیشه گر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کاربرد آن: در صنایع شیمیائی - در شیشه سازی - در صنایع غذائی - در طب، از نظر ژیزمان فلسی - بلوری - قشرقشر تقریباًََکمیاب است و بیشتر در ایتالیا، روسیه و آلمان یافت میشود.
💡 ز غیرت می گدازد در خجالتگاه تأثیرم زبون دیدن به دست شیشه سازان کوهساران را
💡 دل چو بیند ستم از دوست نشاط آغازد شیشه سازی ست که تا بشکند آواز دهد
💡 انتهای گرم در یک کارخانه شیشه سازی جایی است که شیشه مذاب به محصولات شیشهای تبدیل میشود. دسته مواد وارد کوره میشود، سپس به فرآیند شکلدهی، تصفیه داخلی و بازپخت انتقال مییابد.
💡 صنعتگران مسلمان اطلاعاتی را که دربارهٔ اعضای بدن انسان و موجودات زنده داشتند، با تخصص شیشه سازان ترکیب کردند و انواع عدسیهای طبی را برای عینک ساختند. صلیبیان از این تخصص برای ساخت عدسی استفاده کردند و در اوایل قرن چهاردهم، عینکهای مطالعه با عدسیهای محدب در یک کارخانه در ونیز ساخته شدند.
💡 داغ به سینه زیورست دل به جفا حواله کن می ز شرر گرانترست سنگ به شیشه ساز ده