لغت نامه دهخدا
( درجنة ) درجنة. [ دَ ج َ ن َ ] ( ع مص ) مهر آوردن ناقه بر بچه خود بعد از رمیدگی. ( از منتهی الارب ).
( درجنة ) درجنة. [ دَ ج َ ن َ ] ( ع مص ) مهر آوردن ناقه بر بچه خود بعد از رمیدگی. ( از منتهی الارب ).
مهر آوردن ناقه بر بچه خود بعد از رمیدگی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به هر حال، پس از آن كه ثابت شد اين بهشت خلد است و نه باغ از باغ هاى دنيا، قهرانتيجه اين مى شود كه بهشت برزخى، يعنى بهشت مابين دنيا و آخرت است كه هم بعضىاز احكام بهشت آخرت را دارد، نظير نشاط دايمى، و عدم رنج گرسنگى و تشنگى و سرما وگرما، و هم بعضى از احكام باغ دنيا را داراست و به بيان ديگر، برخى ويژگى هاىبهشت خلد را ندارد؛ نظير مصونيت از شيطان و وساوس شيطانى؛ زيرا شيطان گرچه درجنه الخلد و جنه اللقاء راه ندارد، اما در جنت هاى مثالى و برزخى (جنت هايى كه از جسم ومقدار و شكل و حجم برخوردار است ) راه مى يابد و وسوسه مى كند.