شیرگ
لغت نامه دهخدا
شیرگ. [ رَ ] ( اِخ ) دهی است از بخش درمیان شهرستان بیرجند. سکنه آن 326 تن. آب آن از قنات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
شیرگ. [ رَ ] ( اِخ ) دهی است از بخش حومه شهرستان بیرجند. سکنه آن 132 تن. آب آن از قنات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
شیرگ. [ رَ ] ( اِخ ) دهی است از بخش درمیان شهرستان بیرجند. سکنه آن 710 تن. آب آن از قنات. صنایع دستی زنان آنجاقالیچه بافی است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
دانشنامه عمومی
شیرگ روستایی است در دهستان فشارود از توابع بخش مرکزی شهرستان بیرجند، واقع در استان خراسان جنوبی که بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این روستا ۷۹ نفر ( در ۳۱ خانوار ) بوده است.
جمله سازی با شیرگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که ناگه از در پیری خمیده قد چو کمان دمان درآمد با موی شیرگون از در
💡 وابر کاو شیرگون و دُرفام است در مزاجش رطوبتی خام است
💡 نگشته شیرگون موی سیه، دستی به کاری زن بسا افتاد برف و کاروان را کرد لنگ آخر
💡 کلوچه سیستانی،تجگی سیستانی همچنین لندو: ترکیبی از خرما و گندم و گونهای کلوچه، از آشپزی سیستانی هستند. آشپزی بلوچی این منطقه نیز شامل چنگال و دوغ، تنورچه، تباهگ، دوغ پا، خوراکهای خرما چون خرمای پاتی، شیرگ و هارگ، نانهای سِیسِرک، دوتینّی، تیمّوش و پُرانی، ترشیهایی چون چتنی و جوشاندههایی از سبزیجات میشود.