لغت نامه دهخدا
شیخ کبیر. [ ش َ خ ِ ک َ ] ( اِخ ) لقبی است روزبهان مصری را. ( از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به روزبهان شود.
شیخ کبیر. [ ش َ خ ِ ک َ ] ( اِخ ) ( قبرستان... ) نام قبرستانی بشیراز. ( یادداشت مؤلف ).
شیخ کبیر. [ ش َ خ ِ ک َ ] ( اِخ ) لقبی است روزبهان مصری را. ( از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به روزبهان شود.
شیخ کبیر. [ ش َ خ ِ ک َ ] ( اِخ ) ( قبرستان... ) نام قبرستانی بشیراز. ( یادداشت مؤلف ).
💡 کنون شیخ کبیر و قطب اسرار رهم شرعست میدان تو ز گفتار
💡 بعد از آن آمد برون شیخ کبیر آن بزرگ دین و آن بدر منیر
💡 تو و شیخ کبیر اینجا یکی اید حقیقت ذات بیچون بیشکیاید
💡 تو ای شیخ کبیر و قطب عالم مرا دانی و میبینی در آن دم
💡 سخن بسیار از شیخ کبیر است محمد در میانه بی نظیر است