شکم خواری
مترادفها
شکمپرستی، پرخوری، ولع
متضادها
ریاضت، خویشتنداری
لغت نامه دهخدا
شکم خواری. [ ش ِ ک َ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) گرسنگی. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || پرخواری. پرخوری. شکم بارگی:
چو قرص گرم فلک دید گل دهن بگشود
ندانمش ز چه پیدا شد این شکم خواری.فرخی ( از انجمن آرا ).
فرهنگ فارسی
گرسنگی یا پر خواری پر خوری شکم بارگی.
جمله سازی با شکم خواری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بس شکم خاری کند آن کو شکم خواری کند نیست اندر طالع جمع شکم خواران صیام
💡 هیچ کاری نه از او جمله شکم خواری و بس پس از آن گشت به هر مصطبه او اشکم خوار
💡 شکم خواری نفس مادون صفت را درین قحط سال کرم روزه بهتر
💡 در متون اخلاقی و عرفانی، شکم خواری و زیادهروی در خوردن، به عنوان یکی از موانع اصلی رسیدن به کمال روحی و آرامش درونی انسان مورد انتقاد قرار گرفته است.
💡 برخی از فیلسوفان معتقد بودند که شکم خواری بیش از حد، نه تنها باعث آسیبهای جسمی میشود، بلکه قدرت تفکر و تمرکز ذهنی فرد را نیز به شدت کاهش میدهد.
💡 او برای رهایی از عادت شکم خواری، تصمیم گرفت رژیم غذایی خود را به طور کامل تغییر دهد و بر مصرف مواد مغذی و سالم تمرکز کند.