شکست جزئی
مترادفها
شکست اندک، شکست خفیف
متضادها
پیروزی کامل
فرهنگستان زبان و ادب
{detail fracture} [حمل ونقل ریلی] شکست تاج ریل در نتیجۀ معایب سطحی ناشی از پوسته شدن و ترک سطحی تاج و جوش سیم اتصال
ویکی واژه
شکست تاج ریل در نتیجۀ معایب سطحی ناشی از پوسته شدن و ترک سطحی تاج و جوش سیم اتصال.
جمله سازی با شکست جزئی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خرابکاری در زیرساختها، به عنوان مثال نیروگاهها، فرودگاهها و مخازن در انتهای فوقانی، و به عنوان مثال دکلهای برق، پستها، مبادلات تلفنی و خطوط راهآهن در انتهای پایینی برای مردم واقعی نشان میدهد که شورشی در جریان است. و در صورت تداوم میتواند بر کیفیت زندگی مردم تأثیر بگذارد. به منظور محافظت از همه اهداف احتمالی که ممکن است شورشیان به آن حمله کنند، نیروهای دولتی ممکن است تا حدی کشیده شوند که در معرض شکست جزئی قرار گیرند.
💡 اگرچه شرکت ما در این پروژه بزرگ با یک شکست جزئی مواجه شد، اما این تجربه ارزشمند به ما کمک کرد تا نقاط ضعف خود را شناسایی و در آینده اصلاح کنیم.
💡 در جریان مذاکرات دیپلماتیک میان دو کشور، وقوع یک شکست جزئی در رسیدن به توافق نهایی، باعث شد تا کارشناسان بر لزوم تداوم گفتگوها برای جلوگیری از تنشهای بیشتر تاکید کنند.
💡 ورزشکار پس از برخورد با مانع، دچار یک شکست جزئی در مسیر رسیدن به رکورد جهانی شد، اما همچنان با انگیزهای بالا به تمرینات سنگین خود برای مسابقات بعدی ادامه میدهد.