شهرویی

مترادف‌ها

شهرنشین، شهری

لغت نامه دهخدا

شهرویی. [ش َ ] ( اِخ ) تیره ای از طایفه عکاشه هفت لنگ. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 74 ). رجوع به طایفه عکاشه شود.

جمله سازی با شهرویی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شهرویی علیا، روستایی در دهستان خانمیرزا بخش مرکزی شهرستان خانمیرزا در استان چهارمحال و بختیاری ایران است.

💡 مناطق «حیات آباد مجیدی و حیات آباد خلیفه، تاکاییدی، پیرآباد، شهرویی، ویسی، شه نظری، توره‌ای، آهنگران، تنگ بن، وَرِزَرد، یوسفی، دبر امیرروزعلی، «مورگاه»؛ و روستاهای «بجک و همهٔ سرجوشرها (عدالت، آزادی، قدس، بدر)» نیز جزو حوزه بخش تشان است. و و

💡 شهرویی روستایی در دهستان خانمیرزا بخش مرکزی شهرستان خانمیرزا در استان چهارمحال و بختیاری ایران است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران