لغت نامه دهخدا
شه پرور. [ ش َه ْ پ َرْ وَ ] ( ن مف مرکب ) مخفف شاه پرورده. پرورده شاه. || ( نف مرکب ) شاه پرور. پرورنده شاه. آنکه شاه را پروراند:
حرز امم حبر انام احمشاد
قاضی شه پرور سلطان نشان.خاقانی.
شه پرور. [ ش َه ْ پ َرْ وَ ] ( ن مف مرکب ) مخفف شاه پرورده. پرورده شاه. || ( نف مرکب ) شاه پرور. پرورنده شاه. آنکه شاه را پروراند:
حرز امم حبر انام احمشاد
قاضی شه پرور سلطان نشان.خاقانی.
مخفف شاه پرورده پرونده شاه
اسم: شه پرور (دختر) (فارسی) (تلفظ: šahparvar) (فارسی: شه پرور) (انگلیسی: shahparvar)
معنی: شاه پرورده، پرورده ی شاه، شاه پرور، پرورنده ی شاه، آن که شاه را پروراند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حرز امم، حبر امام احمشاد قاضی شه پرور و سلطان نشان
💡 خوش نباشد که باز شه پرور به هوای مگس گشاید پر