شنودنی
مترادفها
شنیدنی، قابل شنیدن
متضادها
ناشنیدنی
لغت نامه دهخدا
شنودنی. [ ش َ / ش ِ / ش ُ دَ ] ( ص لیاقت ) شنیدنی. ( از فرهنگ فارسی معین ). درخور شنیدن.
فرهنگ فارسی
( صفت ) لایق شنیدن قابل شنیدن شنودنی: اخبار شنیدنی داستان شنیدنی.
جمله سازی با شنودنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و گفت: خداوند بازار من بر من پیدا کرد درین بازار بعضی گفتنی بود و بعضی شنودنی و بعضی نیز دانستنی چون درین بازار افتادم بازارها از پیش من برگرفت.