لغت نامه دهخدا
شمال رو. [ ش َ / ش ِ / ش ُ ] ( ص مرکب ) روبروی شمال و مقابل شمال. ( ناظم الاطباء ).
شمال رو. [ ش َ / ش ِ / ش ُ ] ( ص مرکب ) روبروی شمال و مقابل شمال. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نـخـسـت اينكه اشاره به همان كوه طور معروف است كه در صحراى سينا قرار دارد، و اگر مـى بـيـنـيـم كـه قـرآن در ايـنجا درخت زيتون را به عنوان درختى كه از كوه طور مى رويد توصيف كرده به خاطر آن است كه عرب هاى حجاز هنگامى كه از بيابان هاى خشك اين منطقه مـى گـذشـتـنـد و به شمال رو مى آوردند نخستين منطقه اى كه در آن به درختهاى پر بار زيـتـون بـر خورد مى كردند، منطقه طور در جنوب صحراى سيناء بوده است، مشاهده نقشه جغرافيائى اين مطلب را به خوبى روشن مى كند.