شقه کردن

لغت نامه دهخدا

شقه کردن. [ ش ِ ق ْ / ش َق ْ ق َ / ق ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به دو نیم کردن. نصف کردن. دونیمه ساختن. ( یادداشت مؤلف ). دوپاره کردن. ( فرهنگ فارسی معین ): تو مرا با شمشیر شقه میکنی ؟ آنکه مرا شقه بکند هنوز به دنیا نیامده است. ( امیر ارسلان چ محجوب، جیبی ص 201 ).

فرهنگ معین

( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) دوپاره کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) دو پاره کردن: تو مرا با شمشیر شقه می کنی ? آن که مرا شقه کند هنوز به دنیا نیامده است.

فرهنگستان زبان و ادب

{splitting} [علوم و فنّاوری غذا] فرایند نصف کردن لاشه از قسمت تیرۀ پشت

ویکی واژه

دوپاره کردن.

جمله سازی با شقه کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وجه تسمیه دیگر جوشقان به دلیل اینکه اولین روستایی بوده که خرد کردن و آسیاب نمودن جو را داشته و در قدیم به خرد کردن شقه کردن می‌گفتند محل خرد کردن و شقه کردن جو هم جوشقان گفتند.

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز