شخت

لغت نامه دهخدا

شخت. [ ش َ / ش َ خ َ ] ( ع ص ) باریک از هر چیزی و نحیف نه از لاغری. ج، شخات. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || غبار ساطع. || هیزم باریک. ج، شَخات. ( از اقرب الموارد ). || در مثل است: زید شخت الخلق؛ اخلاق زید پست است. زید شخت العطاء؛ زید کم دهش است. ( از اقرب الموارد ).
شخت. [ ش َ ] ( اِ ) توبال الذهب است. ( فهرست مخزن الادویه ). || مرداسنگ. ( ناظم الاطباء ).
شخت. [ ش َ خ َ ] ( ع اِ ) رجوع به شَخت، شود.

فرهنگ فارسی

توبال الذهب است یا مرداسنگ

جمله سازی با شخت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تپه وستاکاکولان مربوط به کالکولتیک (مس‌سنگی) - دوره اسلامی قرن ۶ تا ۸ ه.ق است و در شهرستان پیرانشهر، بخش مرکزی، دهستان منگور غربی، روستای شختان واقع شده است. این اثر در تاریخ ۳۰ دی ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۶۸۵۸ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 تپه قلات شختان مربوط به سدهٔ ۶ تا ۸ ه.ق است و در شهرستان پیرانشهر، بخش مرکزی، دهستان منگور غربی، روستای شختان واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۷۷۲۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز