شتن

لغت نامه دهخدا

شتن. [ ش َ ت َ ] ( هزوارش، اِ ) بلغت زند و پازند به معنی شهر باشد و به عربی مدینه گویند. ( برهان ).
شتن. [ ش َ ] ( ع مص ) بافتن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || ( ص ) رجل شتن الکف؛ مرد درشت دست. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

بافتن یا مرد درشت دست

جمله سازی با شتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نيز مؤ يّد قول صاحب بن عباد است در كتاب (محيط اللغة ) كه كلمه (شتن الكفين ) كهدر حديث شمايل رسول خدا صلى الله عليه و آله كه معروف است و خاصه و عامه بهاسانيد معتبره آن را نقل كرده اند، وارد شده با تاى دو نقطه فوقانيه ضبط كرده كه بهمعنى نرمى است، چنانچه در آنجا مى گويد: الشتون: اللينة من الثياب الواحدالشتن. و روى فى الحديث فى صفة النبى صلى الله عليه و آله انّه كان شتن الكف،بالتاء و من رواه بالثاء فقد صحّف. انتهى.

خونکار یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز