فرهنگ عمید
شتاب کار، شتاب کننده.
شتاب کار، شتاب کننده.
شتابکار، شتاب کننده
شتاب - گر
← شتاب؛ ← گر
را به مرتبههای انرژی بالاتر میشتاباند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دانشجویانی از پژوهشگاه دانشهای بنیادی طی سه مرحله به مرکز تحقیقات هسته ای اروپا (سرن) اعزام شده و در دادهگیری و تحلیل دادههای شتابگر بزرگ هادرونی مشارکت داشتهاند.
💡 این دستگاه که در سالهای ۱۹۵۰ ابداع گردید، بکمک فسفر ورودی، فتوکاتد، عدسیهای الکتروستاتیک، آندهای شتابگر، و فسفر خروجی داخل یک محفظه خلا، تصویری ایجاد میکند که به اندازه کافی روشن و قابل رویت و ثبت است.
💡 حسامالدین ارفعی از ۱۹۸۹ تا کنون با مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات (پژوهشگاه دانشهای بنیادی فعلی) همکاری دارد و معاون این مرکز و رئیس پژوهشکده ذرات و شتابگر این مرکز است.