سیرچ
لغت نامه دهخدا
سیرچ. ( اِخ ) نام یکی از دهستانهای شهداد شهرستان کرمان. محصولات عمده: انگور، سیب، به، هلو، انار، انجیر میباشد که بخوبی معروف است. این دهستان از 15 آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمعیت آن در حدود 1679 تن است. مرکز دهستان قصبه سیرچ است که مرکز دهستان است و دارای 1539 تن سکنه است. آب آن از رودخانه و چشمه است. محصول آن میوه جات، غلات و میوه آن بخوبی مشهور است. مزارع چنارسوخته، کلکوئیه پائین و بالا و بامزارجزء این ده است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ).
فرهنگ فارسی
نام یکی از دهستانهای شهداد شهرستان کرمان.
جمله سازی با سیرچ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این روستا در دهستان سیرچ قرار داشته و براساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۸۵ صورت گرفته، جمعیت آن ۱۵۵نفر (۴۲خانوار) بودهاست.
💡 این آبادی در دهستان سیرچ قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، خالی از سکنه دائم بودهاست.
💡 ساعاتی بعد گروهی از اهالی و رانندگان منطقه سیرچ ضمن تماس با مقامات محلی از مشاهدهٔ یک انفجار در ساعت ۱۸:۲۵ خبر میدهند. در این زمان وضعیت جوی طوفانی و برفی است و هیچ راه دسترسی به ارتفاعات وجود ندارد. با این وجود در اولین لحظات، در دامنه کوه قطعهای از هواپیما بهصورت اتفاقی پیدا میشود و سقوط هواپیما تأیید میشود.