از دید تاریخی و جغرافیایی، سکستان صورتی دیگر از سیستان و سجستان است و به منطقهای پست در جنوب کوههای مرکزی و شرقی ایران اشاره دارد که رود هیرمند از افغانستان وارد آن میشود و شامل دریاچهها و باتلاقهای هامون و گودزره است. نام قدیم این منطقه زرنگ بود و پس از مهاجرت گروهی از سکاها (Scythes) در زمان اشکانیان، این ناحیه به نام سکستان شناخته شد. این منطقه کشاورزی است و محصولات آن شامل گندم، جو، پنبه و تنباکو میشود و مرکز آن شهر زابل است.
از دید نجومی و ناوبری، سکستان یا سِکْسْتان (sextant) به ابزاری برای تعیین عرض و طول جغرافیایی گفته میشود که با اندازهگیری زاویه بین ستارهها و افق کار میکند. این وسیله در قرن هجدهم توسط جان هدلی (1682–1744) اختراع شد و تنها در هوای صاف قابل استفاده است. با نگاه کردن از پشت شیشه و تنظیم آینه شاخص، زاویه ستاره با افق از مقیاس مدرج خوانده میشود. بنابراین، «سکستان» هم به منطقه جغرافیایی سیستان و هم به ابزار ناوبری sextant اشاره دارد.
سکستان. [ س َ ک ِ ] ( اِخ ) صورتی دیگر از کلمه سیستان و سجستان است.
۱. (نجوم ) صورت فلکی در نیم کرۀ جنوبی آسمان.
۲. دستگاهی در کشتی یا هواپیما برای تعیین طول و عرض جغرافیایی.
نام قدیم آن زرنگ ( پب ) بود. پس از مهاجرت سکه ها ( سکا اسکوتاسکیثسیت ) در زمان فرهاد دوم اشکانی ( ۱۲۸ - ۱۳۶ ق. م. ) و اردوان دوم ( ۱۲۴- ۱۲۷ ق م. ) بطرف جنوب گروهی از آنان در زرنگ مستقر شدند. از این زمان زرنگ بنام آنان سکستان خوانده شد. ۱ - سیستان سرزمینی پست است که در دنباله کوههای مرکزی و شرقی ایران بین کوههای مکران و نجد هشتادان و کوههای افغانستان قرار گرفته و آن از اراضی شن زاری است که سیلابهای نواحی مجاور درگودالهایش جمع شده ودریاچه ها و باتلاقهای هامون و گودزره را تشکیل داده است. در خاک سیستان رود هیرمند (هیلمند ) جاری است که از کوههای افغانستان سرچشمه میگیرد وارد خاک ایران میشود.وسعت سیستان ۴۴۱۲ کیلومتر مربع است که ازین مقدار حدود ۳٠٠٠ کیلومتر مربع دایر و بقیه باتلاقی است. محصولات سیستان گندم جو پنبه و تنباکو بمقدار کم کاشته میشود. مرکز سیستان شهر زابل است. سیستان یکی از انبارهای گندم ایران بود ولی اخیرا بر اثر سدی که بر رود هیرمند در خاک افغانستان بستهاند آب آن کم شده و سطح کاشت در سیستان بسیار تقلیل یافته است.
صورتی دیگر از کلمه سیستان و سجستان است
سِکْسْتان (sextant)
اسباب ناوبریبرای تعیین عرض جغرافیایی، از طریق اندازه گیری زاویۀ بین بعضی از اجرام سماوی و افق. این اسباب را جان هدلی(۱۶۸۲ـ۱۷۴۴) در ۱۷۳۰ اختراع کرد و فقط در هوای صاف قابل استفاده است. وقتی از پشت شیشۀ افقسمت راست، که نیمی از آن شفاف و نیم دیگر آینه ای است، به افق نگاه کنیم، نور ستاره را با تنظیم آینۀ شاخص، هم زمان در بخش آینه ای سمت چپ می بینیم. در این حالت، زاویۀ ستاره با افق از مقیاس مدرج خوانده می شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاپور اول در کتیبه کعبه زرتشت که به سال ۲۶۲ نقل گردیدهاست از حدود مرزهای ایرانشهر خود یاد کردهاست: «من خدایگان ایرانشهر این شهرها را زیر فرمان دارم: پارس پارت خوزستان… مرو هرات کرمان سکستان مکران (بلوچستان امروزی)، پاراوان… و… و…» ص 101
💡 در سال ۶۵۰، عبدالله بن عامر پس از تثبیت موقعیت خود در کرمان، لشکری به فرماندهی مجاشی بن مسعود به سکستان فرستاد. مجاشی بن مسعود پس از عبور از صحرای دشت لوت به سکستان رسید. اما شکست سنگینی متحمل شد و مجبور به عقبنشینی شد.
💡 نام قدیم آن (سیستان) زرنگ بود پس از مهاجرت سکاها در زمان فرهاد دوم اشکانی (۱۳۶ – ۱۲۸ ق. م) و اردوان دوم (۲۵۰۰ ق. م) به طرف جنوب گروهی از آنان در زرنگ مستقر شدند. از این زمان زرنگ بنام آنان سکستان خوانده شد.
💡 اردشیر بابکان از سواد عازم استخر شد و از آن جا نخستبه سکستان و سپس گرگان، ابرشهر، مرو، بلخ، خوارزم و تا انتهای سرزمین خراسان رفت. او بسیاری از مردمان را کشت و همه مرزهای شرقی را به اطاعت آورد.