سکاوند

لغت نامه دهخدا

سکاوند. [ س ُ وَ ] ( اِخ ) نام قریه ای است بروستای غزنین و معرب آن ساوند است. ( آنندراج ): و سوی قلعه سکاوند بردندش و پس از آن نیز ندیدندش. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 252 ).
نشیمن گرفت از سکاوند کوه
همی دارد از رنج گیتی ستوه.اسدی.نریمان را ناگاه بحصار سکاوند سنگی بر سر زدند. ( مجمل التواریخ والقصص ص 42 ).

فرهنگ فارسی

۱- یکی از شهرستان عمده بامیان. در حدود العالم [[ در سخن اندرناحیت حدود خراسان و شهرهای ری ]] آمده ( بکوشش دکتر منوچهر ستوده ص ۱٠۴ ): (( استاخ سکاوند دو شهرک اندخره بر دامن کوه نهاده. سکاوند را حصاریست محکم و جایی با بسیار کشت و برزست. ) ) ۲- کوهی است نزدیک سیستان.
نام قریه ایست بروستای غزنین و معرب آن ساوند است.

جمله سازی با سکاوند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بنابر گزارش عفو بین‌الملل زینب سکاوند با وجود آنکه به قتل همسرش اقرار می‌کند اما پس از بازداشت، به مدت ۲۰ روز مورد کتک و شکنجه ماموران قرار می‌گیرد. او در زمان قتل شوهرش تنها ۱۷ سال سن داشته‌است.

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز