سپردگی

لغت نامه دهخدا

سپردگی. [ س ِ پ ُ دَ / دِ ] ( حامص ) پایمالی و کوفتگی زیر پای. ( ناظم الاطباء ). || حالت سفارشی بودن. || سپارش. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

پایمالی و کوفتگی زیر پای حالت سفارشی بودن

جمله سازی با سپردگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «در کالی یوگا هیچ راهی بهتر از خواندن اسماء پروردگار و ستایش او از این طریق برای رهایی انسان وجود ندارد. زیرا خواندن او رحمت و رهایی را به ارمغان می‌آورد. این خوب است و آن بد است. چگونه می‌توان در مورد خلقت پروردگار چنین قضاوت کرد در حالی‌که همه چیز تجلی اراده اوست آن‌گاه که شوکت خداوند را به یاد می‌آورید لرزش شادی است که از قلب می‌جوشد و تبلور هم‌زمان جذبه درونی است که تجربه می‌شود. خداوند را به‌هر طریقی که عبادت کنید جاده سر سپردگی و ارادت بهترین و کوتاه‌ترین راه به سوی اوست.»

دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز