سمحه
سَمحَه در زبان عربی، به صورت صفت مؤنث و در وصف افراد به کار میرود. این واژه به معنای زن جوانمرد یا زن بخشنده و نیکو خصلت است که از ریشهی «سَمَحَ» به معنای آسان گرفتن، بخشیدن و سخاوت به خرج دادن مشتق شده است. در منابع لغوی تاریخی همچون «منتهیالأرب» و «آنندراج» نیز این معنا تأیید شده و بر ویژگیهای جوانمردی و بزرگواری در زنان دلالت دارد.
این واژه در برخی از متون کهن، معانی ثانویهای نیز داشته است. از جمله، به عنوان اسم برای «کمان» به کار رفته که احتمالاً به دلیل انعطاف و تسهیل در بهرهگیری از آن بوده است. این کاربرد اگرچه کمتر رایج است، اما در کتاب «منتهیالأرب» ثبت شده و نشاندهندهی گسترهی معنایی این ریشه در زبان عربی است.
علاوه بر این، سَمحَه به صورت مصدر نیز بهکار میرود و به معنای یکبار جوانمردی کردن یا یکبار رفتار بخشنده و نیکو داشتن است. این مصدر بر عمل جوانمردی بهصورت مقطعی و غیردائمی دلالت دارد و در همان منابع لغوی پیشین به آن اشاره شده است. بنابراین، این واژه در سه حوزهی صفت، اسم و مصدر کاربرد داشته و مفاهیمی همچون سخاوت، آسانگیری و جوانمردی را دربر میگیرد.
متضادها
بخیل، سختگیر
لغت نامه دهخدا
( سمحة ) سمحة. [ س َ ح َ ] ( ع ص ) زن جوانمرد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || ( اِ ) کمان. ( منتهی الارب ). || ( مص ) یکبار جوانمردی نمودن. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
زن جوانمرد. یا کمان
جمله سازی با سمحه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سهل و سمحه که گفتهاند اینست دین وجدان شریفتر دینست