لغت نامه دهخدا
سمتگر. [ س َ گ َ ] ( ص مرکب ) جانب دار. طرفدار. رفیق. ( ناظم الاطباء ).
سمتگر. [ س َ گ َ ] ( ص مرکب ) جانب دار. طرفدار. رفیق. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با دلبری سمتگر و سرکش فتاده ام کو را خبر ز حال من مستمند نیست