سفر شخصی

مترادف‌ها

سفر خصوصی

متضادها

سفر کاری

فرهنگستان زبان و ادب

{individual travel} [گردشگری و جهانگردی] سفری انفرادی یا خانوادگی که برنامۀ آن را خود مسافر تنظیم می کند

ویکی واژه

سفری انفرادی یا خانوادگی که برنامۀ آن را خود مسافر تنظیم می‌کند.

جمله سازی با سفر شخصی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 طبق اسناد سفارت آمریکا در تهران، محمد بهمن‌بیگی که از اعضای طایفه عمله است برای انجام یک سفر شخصی در سال ۱۹۵۲ به مدت شش ماه در آمریکا اقامت نمود که بودجه این سفر عمدتاً توسط خسرو خان قشقایی تأمین شد. این سفر شخصی که هیچ وجه محرمانه‌ای نداشت شش ماه طول کشید، اما بهمن‌بیگی نمی‌توانست از بخارای خود دل بکند بنابراین بیمار شد. او می‌نویسد: «با بیماری ایل دست به گریبان بودم. این بیماری از جنس بیماری‌های دیگر نبود. درد نداشت، ولی از همهٔ دردها سنگین‌تر بود. گرفتاری من درونی بود. پزشکان بیرونم را جستجو می‌کردند و چون عیبی نیافتند لوزهٔ ورم کرده‌ام را درآوردند.»

💡 او تصمیم گرفت پس از سال‌ها کار مداوم، یک سفر شخصی به مناطق جنگلی و بکر برای استراحت و آرامش داشته باشد.

💡 هزینه‌های مربوط به سفر شخصی برخلاف سفرهای کاری، معمولاً بر عهده خود فرد است و نباید از بودجه شرکت مطالبه شود.

💡 برنامه‌ریزی برای یک سفر شخصی به خارج از کشور نیازمند تهیه مدارک لازم و مدیریت دقیق زمان و بودجه‌های مختلف است.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران