سره گر

لغت نامه دهخدا

سره گر. [ س َ رَ / رِ گ َ ] ( ص مرکب ) ناقد. صراف.

فرهنگ فارسی

ناقد ٠ صراف ٠

جمله سازی با سره گر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سره گر خواند یکی ناسره ات سر فرو کن به ته توبره ات

خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز