سختو. [ س ُ ] ( اِ ) = سغدو ( همین ماده )، معرب آن «سختور« »الطبیخ 53». ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). روده ای را گویند که آن را با گوشت و برنج و مصالح پرکرده بر روغن بریان کرده باشند. ( برهان ) ( غیاث ). چرب روده را گویند که بگوشت پر کرده باشند. ( جهانگیری ). روده گوسفند که آن را پاک کرده و گوشت و برنج و ادویه دیگر پر کرده در روغن بریان کنند و بخورند. ( آنندراج ). از اقسام مومبار است، گویند که در اصل سغدومنسوب به سغد است که مملکتی است، از کثرت استعمال سختو شده است. ( فهرست لغات بسحاق اطعمه ):
عشق سختو دل ما برد بیغما امروز
مطبخی خیز و برو دیگ کلان نه بربار.بسحاق اطعمه.بر سایبان نان تنک اعتمادنیست
سختو مگر بباطن پاک شما رود.بسحاق اطعمه.شمع سختو چون سر از جیب قدح برمیکند
گنبد کیپا بنور خود منور میکند.بسحاق اطعمه.|| کنایه از آلت تناسل هم هست که قضیب باشد. ( برهان ).
(سُ ) [ معر. ] (اِ. ) ۱ - قسمی خوراک. طرز تهیة آن چنین است که رودة گوسفند را با گوشت و برنج و مصالح دیگر انباشته به روغن بریان کنند. ۲ - کنایه از: آلت تناسلی مرد، قضیب.
نوعی خوراک که تکه های رودۀ گوسفند را با گوشت و برنج و چیزهای دیگر پرکرده و پخته باشند.
( اسم ) ۱ - قسمی خوراک. طرز تهیه آن چنینست که روده گوسفند را با گوشت و برنج و مصالح دیگر انباشته بروغن بریان کنند. ۲ - آلت تناسل مرد قضیب.
قسمی خوراک. طرز تهیة آن چنین است که رودة گوسفند را با گوشت و برنج و مصالح دیگر انباشته به روغن بریان کنند.
کنایه از: آلت تناسلی مرد، قضیب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و در كتاب تورات يا در لوح محفوظ و كتاب تكوين الهى خبر داديم و چنين مقدر كرديم كهشما بنى اسرائيل دوبار حتما در زمين فساد و خونريزى مى كنيد و تسلط و سركشى سختو ظالمانه مى يابيد (يكبار بقتل شعيا و مخالفت آرميا و بار ديگربقتل زكريا و يحيى مبادرت مى ورزند)(4).
💡 اين سوره مباركه به ما مى آموزد كه خوى زشت حسد، چه خوى خانمان سوزى است و چگونهدشمنى و كينه - حتى در ميان پدر و فرزند و برادر و با برادر - ايجاد و مصيبت هاى سختو دشوار ناخوانده، شكيبايى و تعادل روحى خود را از دست بدهد، بلكه با پناه بردنبه خداوند بزرگ و استمداد از او، در محكم ترين پناهگاه ها ماءوا گزيند و ياءس ونااميدى را از خود دور كرده، به آينده اى روشن اميدوار گردد.