ستیزه کردن
مترادفها
جنگیدن، جدل کردن، مبارزه کردن، کشاکش
متضادها
آشتی کردن، سازش کردن، صلح کردن، همکاری کردن
لغت نامه دهخدا
ستیزه کردن. [ س ِ زَ / زِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) عُنود.( ترجمان القرآن ). لجاجت. خصومت ورزیدن:
بپرهیز و با جان ستیزه مکن
نیوشنده باش از برادر سخن.فردوسی.او ستیزه کرد و لج بی احتراز
گفت در کافرستان بانگ نماز.مولوی.چو روزگار نسازد ستیزه نتوان کرد
ضرورتست که با روزگار درسازی.سعدی ( بدایع ).تو نیز بنده ای آخر ستیزه نتوان کرد
خلاف حکم خداوندگار چند کنی.سعدی ( صاحبیه ).
فرهنگ فارسی
عنود. لجاجت
جمله سازی با ستیزه کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مکن ستیزه اگر چند خوبرویان را ستیزه کردن بیهوده عادتیست قدیم
💡 در دنیای سیاست، ستیزه کردن میان قدرتهای بزرگ جهان برای کنترل منابع انرژی و مسیرهای تجاری، همواره منجر به تنشهای بینالمللی و بیثباتی میشود.
💡 او همیشه سعی میکرد با منطق و استدلال قوی، به جای ستیزه کردن با مخالفان خود، راهی برای رسیدن به تفاهم و حل اختلافات پیدا کند.
💡 ستیزه کردن میان عقاید مختلف در یک جامعه اگر به درستی مدیریت نشود، میتواند باعث ایجاد شکافهای عمیق اجتماعی و از هم گسیختگی میان مردم شود.