ساطعه

لغت نامه دهخدا

( ساطعة ) ساطعة. [ طِ ع َ ] ( ع ص ) تأنیث ساطع. بلند. برآمده. || منتشر. پراکنده. || درخشنده. روشن. || هویدا. آشکار. واضح: براهین ساطعه؛دلیل های روشن و آشکار و بیّن. ( ناظم الاطباء ): خواست که مجلس اعلای پادشاهی را خدمتی سازد بر قانون حکمت، آراسته به حجج قاطعه و براهین ساطعه. ( چهارمقاله چ معین چ دانشگاه ص 5 ). رجوع به ساطع شود.

فرهنگ فارسی

مونث ساطع
مونث ساطع

فرهنگ اسم ها

اسم: ساطعه (دختر) (عربی) (تلفظ: satee) (فارسی: ساطعه) (انگلیسی: satee)
معنی: درخشنده، روشن، مؤنث ساطع

جمله سازی با ساطعه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اى عزيز! اكنون كه فرصت است و سرمايه عمر عزيز در دست است و طريق سلوك الىالله مفتوح است و درهاى رحمت حق باز است و سلامتى و قوت اعضاء و قوا برقرار است ودارالزّرع عالم ملك بر پا است همتى كن و قدر اين نِعَم الهيّه را بفهم و از آنها استفاده نما وكمالات روحانيّه و سعادات ازليّه ابديّه را تحصيل كن، و از اين همه معارف كه قرآن شريفآسمانى و اهل بيت عصمت عليهماالسّلام در بسيط ارض طبيعت مظلمه بسط دادند و عالم را بهانوار ساطعه الهيه روشن فرمودند تو نيز بهره اى بردار، و ارض ‍ طبيعت مظلمه خود رابه نور الهى روشن كن و چشم و گوش و لسان و ديگر قواى ظاهره و باطنه را به نورحق تعالى منور كن.(45)

💡 ۳. کاهش در گسترش حریق و دودهای ساطعه

نیلی یعنی چه؟
نیلی یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز