زیدر

زیدر به عنوان یک پدیده مهم در تاریخ ادبیات و فرهنگ ما مورد توجه قرار گرفته است. این مفهوم، به معنای تجلی هنر و ادبیات در زندگی روزمره انسان‌هاست و به نوعی نمایانگر پیوند عمیق میان خلاقیت و جامعه به شمار می‌رود. این واژه نه تنها در آثار ادبی بلکه در هنرهای تجسمی، موسیقی و سایر شاخه‌های فرهنگی نیز نمایان می‌شود. این پدیده به ما یادآوری می‌کند که چگونه هنر می‌تواند در شکل‌دهی به هویت فرهنگی و اجتماعی ما نقش داشته باشد. به علاوه، به عنوان یک ابزار ارتباطی مؤثر، توانایی انتقال احساسات، افکار و تجربیات انسان‌ها را دارد و می‌تواند به ما کمک کند تا با یکدیگر بهتر ارتباط برقرار کنیم. در دنیای امروز که با چالش‌های متعددی روبرو هستیم، زیدر می‌تواند به عنوان یک منبع الهام‌بخش برای تفکر و نوآوری عمل کند. با توجه به این نکته، اهمیت زیدر در تقویت حس همبستگی و هم‌دلی در جامعه نیز غیرقابل انکار است. از این رو، شناخت و درک زیدر می‌تواند به ما در بهبود روابط انسانی و تقویت فرهنگ کمک شایانی کند. به طور کلی، نه تنها یک مفهوم، بلکه یک رویکرد به زندگی و هنر است که به ما می‌آموزد چگونه می‌توانیم از ظرفیت‌های خلاقانه خود بهره‌برداری کنیم و دنیایی بهتر بسازیم.

لغت نامه دهخدا

زیدر. [ دَ ] ( ق مرکب ) از اینجا. مخفف ازیدر. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ):
چنین گفت کای کردگارا مرا
رهائی نخواهد بدن زیدرا.فردوسی ( یادداشت ایضاً ).بدینجات از بد نگهبان بود
چو زیدر شدی توشه جان بود.اسدی ( یادداشت ایضاً ).ببین و بدان کز کجا آمدی
کجا رفت باید چو زیدر شوی.اسدی.رجوع به ایدر شود.
زیدر. [ زِ دَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان عربخانه است که در بخش شوسف شهرستان بیرجند واقع است و 200 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
زیدر. [ زِ دَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان قوش خانه است که در بخش باجگیران شهرستان قوچان واقع است و 654 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
زیدر. [ زَ دَ ] ( اِخ ) نام محلی است که نزدیکی سبزوار واقع بوده، تراکمه خرابی بسیار به آنجا رسانیده اند. نورالدین محمد منشی جلال الدین خوارزمشاه از آنجا برخاسته و رساله نفثةالمصدور از اوست. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). رجوع به ماده بعد شود.

فرهنگ فارسی

نام محلی است که نزدیکی سبزوار واقع بوده تراکمه خرابی بسیار بانجا رسانیده اند.

جملاتی از کلمه زیدر

عنان باز گردان و زیدر شتاب مرا یاب برباد نارفته،آب
بگفتش که برگرد زیدر به راه بگو با سپهدار لشگر پناه
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم