لغت نامه دهخدا
زودزن. [ زَ ] ( نف مرکب ) چابک زننده و سریع و چالاک در زدن. ( ناظم الاطباء ).
زودزن. [ زَ ] ( نف مرکب ) چابک زننده و سریع و چالاک در زدن. ( ناظم الاطباء ).
چابک زننده و سریع و چالاک در زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بکرد آنچ فرمود شیروی زود زن از آرزوها چو پاسخ شنود
💡 جام مرد آویز ده هی زود ده هی دیر شد نای درد انگیز زن هی دیر شد هی زود زن
💡 بپذیرفت مرد و بیاورد زود زن و کودک و خواسته هر چه بود