زو باغ

لغت نامه دهخدا

زوباغ. ( اِخ ) نام حیزیست که بنای مخنثی نهاد. ( لغت فرس اسدی چ اقبال ص 242 ). نام کسی است که حیزی و مخنثی را او بنا نهاد و ازو زاییده شد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). حیزی که بنای مخنثی نهاد. ( فرهنگ رشیدی ):
زوباغ وقف کرده بر آن مرزت
کیر خر و مناره اسکندر.طیان ( از لغت فرس اسدی چ اقبال ایضاً ).

فرهنگ فارسی

نام حیزیست که بنای مخنثی نهاد حیزی که بنای مخثنی نهاد.

جمله سازی با زو باغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو مشگین زلف پیش باد دارد شود زو باغ و بستان سنبلستان

💡 پنهان بود بهار ولی در اثر نگر زو باغ زنده گشته و در کار آمده

قلقلک یعنی چه؟
قلقلک یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز